ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 184
تاريخ رشيدى ( فارسي )
عمل مىكردند . سلطان على تقريبا در همان سالى كه هامى را گرفت ظاهرا بيش از 10000 نفر از قبيله اويرات ، يا قلماقها را نيز اسير كرد و به طور كلى به نظر مىرسد كه او روحيه جنگجويى داشته است . راهى كه تمام هيئتهاى مأمور خراج از كشورهاى غربى ، عادتا از آن رفت و آمد مىكردند در اختيار او بود و امپراتور را متقاعد ساخته بود كه بهتر است با وى مناسبات خوبى داشته باشد . على در 1478 مرد ، و پسرش ا - هى - مه ( احمد ) به عنوان سلطان تورفان جانشين او شد . وى نيز كلا موفق گشت كه هامى را در مقابل چينىها حفظ كند ، اگر چه يك بار آن را از دست داد اما اندكى بعد دوباره آن را به دست آورد و حاكم منصوب چينىها را زندانى كرد . در خلال دورهاى از 1478 تا 1493 وى تقريبا هميشه با چينىها در جنگ بود . معهذا به نظر مىرسد كه پيوسته حاضر به پرداخت باج بوده و در طول اين سالها از چندين هيئت ياد شده كه با خود شير و هداياى ديگرى آوردهاند . به هر حال ، سرانجام ( در 1493 ) نمايندگان او مركب از 127 نفر در مرز چين بازداشت و زندانى شدند . اين حادثه زمانى رخ داد كه قلماقها در مرز شمالى رفتار تهديدآميزى را بر ضد او آغاز كرده بودند « 1 » . احمد تصميم به ترك هامى گرفت و سرانجام در 1499 ميان او و چينىها صلح برقرار شد . پنج سال بعد ( 1504 ) احمد مرد و در خانات بر سر جانشين او ميان پسرانش منازعه درگرفت . پسر بزرگتر به نام من - سو - ره ( منصور ) بر ديگران تسلط يافته خود را سلطان ناميد و بلافاصله شروع به فرستادن باج به پكن نمود . در 1513 امير دست نشانده هامى به نام باى - يا - دسى ولايت خود را به منصور واگذار كرد و او اندكى بعد تا تهاجم به سو - چو و كان - چو حملاتى را بر مرزهاى اصلى چين انجام داد . مشخص نيست كه آيا او توانسته نوعى تسلط كامل موقتى بر اين نواحى اعمال كند يا نه ، اما گفته شده كه تا زمان مرگش در 1545 بر سر موضوعاتى در رابطه با هامى با چينىها اختلاف داشته است . پس از او پسرش شا - يعنى شاه خان - به جاى وى نشست . اين است خلاصهاى از نكات عمدهء ترجمه مختصرى كه دكتر برتشنيدر از فصول
--> ( 1 ) . به گفته alliamed [ اثرى كه در جلد دهم آن ، ترجمه مختصر دكتر برتشنيدر موجود است . ( م ) ] اويراتها دشمنان هميشگى مسلمانان تورفان بودند و توانستند 50000 نفر را به ميدان آورند . ) 302 . p , . x , . tsih ( .